آخرین اخبار قذافی تا سقوط، امام صدر تا آزادی را از این پایگاه ها پیگیری کنید:
موسسه فرهنگی تحقیقاتی امام موسی صدر
به : مدیریت کل اداره سوم تاریخ : 12/1/49
از : اداره کل هفتم شماره : 9004/712
موضوع: مندرجات مجله الاحرار در مورد سید موسی صدر
بنا به گزارش وزارت امور خارجه
مجله الاحرار ارگان حزب بعث عراق در لبنان در شماره مورخ 6/3/1970 (15/12/48) خود، مقاله ای تحت عنوان «اسرار بازدید موسی صدر از کویت» انتشار داده که مملو از حملات یک طرفه و اتهامات مغرضانه به سید موسی صدر و ایران و شیعیان می باشد.
الاحرار در این مقاله که در صدر آن عکس سید موسی با عنوان «موسی صدر و لهجه فارسی او» گراور گردیده علت مسافرت نامبرده را به کویت، عدم موفقیت کوشش هایی جلوه گر ساخته است که بعضی محافل شیعه کویت به سرپرستی سفارت شاهنشاهی در آن کشور جهت ایجاد تشکیلات شیعه به عمل آورده اند که چون منظور اساسی از این تشکیلات اجرای هدف های به اصطلاح «طمع آلود ایران» در منطقه خلیج فارس بوده و هدف از این اقدامات برای «عناصر روشنفکر و وطن پرست» (؟) آشکار گردیده لاجرم از سید موسی صدر که مردی «با هوش دانشمند و روحانی مدرن» به شمار می رود استفاده گردیده زیرا به قول الاحرار «لهجه فارسی مشارالیه قند را در دل ایرانیان برجسته مقیم کویت آب می کرده است».
الاحرار که در این مقاله عبارت «امام» را که سید موسی صدر در لبنان به آن معروف شده است بین پرانتز ( به عنوان تحقیر و عدم قبول این عنوان) چاپ و روی عنوان شیخ موسی صدر تکیه نموده و سفر او را بدون علت ظاهری یا مناسبت مذهبی که چنین مسافرتی را ایجاب نماید داشنته است.
در خاتمه پس از اشاره به کنفرانس های مطبوعاتی و تلویزیونی سید موسی صدر در کویت می نویسد:
«از جمله سوالاتی که بعضی خبرنگاران لبنانی از سید موسی درباره علت این مسافرت به کویت نموده اند این بوده که «آیا صحیح است که برای ایجاد سازش بین ایران و عراق به این کشور ا»ده اید؟» که صدر پس از تقاضای عدم انتشار جواب وی پاسخ داده است: «من نمی توانم چنین نقشی را ایفا نمایم زیرا عراق به من اعتماد ندارد» که البته شیخ صدر نیازمند این نبوده است که بگوید فقط ایران است که به او اعتماد دارد آن هم اعتماد فوق العاده.»
اقای اوانی در گزارش روزانه درج شود. 15/1/49 *
*یاران امام به روایت اسناد ساواک کتاب هفدهم،امام موسی صدر ،جلد اول،ص130-131
امروز نهم شهریور 1389 است. امروز حتما باید چیزی بنویسم. اما چرا تا این ساعت شب به طول کشیده این نوشتن؟ از صبح به خودم گفتم بنویس، اما درونم چیزی می گفت صبر کن، صبرکن شاید خبری شود. شاید دیگر لازم نباشد بنویسی. صبر کردم تا شامگاه نهم شهریور. الان که دست به کیبورد شده ام، به سال های دور فکرمی کنم. به 33 سال قبل . فکر میکنم امام موسی را ربوده اند ساعت 13:30دقیقه امروز، و بقیه اش را ما نمی دانیم. اما بالاخره آن روز یک مغربی هم داشته، بالاخره امام باید افطار می کرده. کجا؟ در چه حالتی؟ نمی دانم. شاید ننر باشد فکر کردن به این چیزها. اما خوب وجود داشته...
امروز خبر آمد که سید صدرالدین صدر گفته است در مصاحبه ای، که پدرش اسیر قذافی است. به اخبار این 33 سال گذشته که نگاه می کنم پر است از این خبرها. در همشهری داستان، خانم جعفریان به نقل از دکتر کمالیان حرف دل همه ما را زده به پسر امام صدر، گفته اگر باور داری که پدرت اسیر است و زنده، چطور می توانی هر روز همان کاری را تکرار کنی که دیروز انجام دادی؟ چرا داد نمی زنی؟ چرا دست روی دست گذاشته ای؟ چطور می شود تاب بیاوری پدرت 33 سال اسیر زندان باشد و تو در روزمرگی غرق شده باشی؟
هر چند 33 سال گذشته باشد از یک اتفاق یا حادثه یا فاجعه، اما آنچه که تغییر نکرده نبودن پدر است، که هیچ گاه عادی نمی شود. نمی توانم درک کنم این پارادوکس را، از یک طرف بگویم نبودن پدر برای خاندان صدر عادی نشده است و از طرف دیگر این حرکت حلزونی را در ایران و لبنان ببینم. چیزی مثل همان روزمرگی. انگار که خود را با اداره موسسات امام صدر سرگرم کرده باشند.
اما خوب، دوست داشتم بدانم امام در مغرب نهم شهریور 57 چه دعایی کرده است. برای آزادی خود دعا کرده یا برای هدایت امت؟ هر چه هست او امام است و از امام جز امامت بر نمی آید. و ما امتیم... آیا به وظیفه خود عمل کرده ایم؟ نه، که اگر عمل کرده بودیم امروز پدرمان، موسی صدر اسیر زندان های معمر قذافی نبود. که اگر عمل کرده بودیم 33 سال تحقیر نشده بودیم. که اگر عمل کرده بودیم امروز دعوای این را نداشتیم که کدام جناح بیشتر در حق او ظلم کرده اند. ایران و جناح ها و مسئولینش که حرفی برای گفتن نگذاشته اند. لبنان هم. دنیای اسلام و دنیای انسانیت، همه او را فراموش کرده اند. اما او هیچ گاه ما را فراموش نمی کند، او کسانی را که او را فراموش کرده اند فراموش نمی کند؛ تا ابد.
روابط عمومی یاران صدر- همزمان با حلول ماه مبارک رمضان دفتر یاران صدر افتتاح شد.
دفتر گروه یاران صدر با همکاری شهرداری منطقه ۹ تهران در مرکز آموزش های اجتماعی این منطقه، به آدرس: تهران، خیابان آزادی، انتهای خیابان استاد معین، مرکز آموزشهای اجتماعی منطقه ۹(خانه مشق) افتتاح شد. یاران صدر بعد از ماه مبارک رمضان روزهای زوج، از ساعت ۱۰ الی ۱۶ در این مرکز پذیرای علاقه مندان امام موسی صدر خواهند بود. لازم به ذکر است این گروه در ایام ماه رمضان با هماهنگی قبلی در خدمت دوستداران خواهند بود. شماره تماس ۰۹۱۹۸۱۲۸۷۲۸
با تشکر از تلاش های جناب آقای مهندس جعفری شهردار محترم منطقه ۹ تهران که ما را در این امر یاری نمودند.

تاریخ: 13/12/48
جناب آقای اردشیر زاهدی وزیر محترم امورخارجه
آقای دکتر نصر رئیس دانشکده ادبیات دانشگاه تهران که اخیرا به کویت و شیخ نشین های خلیج فارس مسافرت نموده بود دیشب در ضیافت سفارت مغرب اظهار داشت در کویت سید موسی صدر را ملاقات کردم. اطلاع داد که به علت افزایش خطر حمله اسرائیل به مرزهای جنوبی لبنان که مرکز شیعیان آن کشور می باشد، دولت لبنان در نتیجه مذاکرات نمایندگان مجلس عالی شیعیان که مشارالیه ریاست آن را عهده دار است، قبول کرده که به شیعیان اسلحه داده و به آنها تعلیمات نظامی بدهد.
سید موسی صدر از آقای دکتر نصر تقاضا نموده که مراتب نگرانی شدید شیعیان لبنان به شرف عرض مبارک شاهنشاه آریامهر که حامی شیعیان هستند برسد که اوامر ملوکانه به دولت شاهنشاهی شرف صدور یابد که از دولت آمریکا بخواهند که به اسرائیل توصیه نماید در صورتی که اوضاع اردن رو به وخامت گذارد اسرائیل به جنوب لبنان حمله ننماید.
سید موسی صدر ضمنا اظهار نموده که برای شرکت در یک کنفرانس متشکل از علمای سنی و شیعه که در این هفته در قاهره تشکیل می شود به آنجا عزیمت خواهد کرد زیرا چنانچه در آن کنفرانس شرکت ننماید بر علیه او که رئیس مجلس عالی شیعیان است تحریکاتی خواهند نمود و بایستی برای حفظ وجهه و موقعیت خود در لبنان در آن کنفرانس شرکت نماید. سید موسی صدر به دکتر نصر گفته است که از قاهره به لبنان مراجعت نموده و سپس از آنجا به ایران مسافرت خواهد نمود.
چون به نظر رسید که آقای دکتر نصر مطالب دیگری نیز درباره مشاهدات خود در شیخ نشین ها دارد در صورتی که موافقت فرمایید ممکن است یک روز ناهار با جناب عالی صرف نماید.
با تجدید احترام منو چهر ظلی*
*یاران امام به روایت اسناد ساواک کتاب هفدهم،امام موسی صدر ،جلد اول،ص129-128
به: مرکز-316 تاریخ : 11/12/48
از: شهران شماره : 13943
موضوع : سید موسی صدر
سید موسی صدر رهبر شعیان لبنان که تاریخ 4/12/48 به کویت وارد شده بود، در تاریخ 11/12/48 برای شرکت در جلسات کنگره شورای عالی مطالعات اسلامی به قاهره عزیمت کرد. سید موسی صدر که یک هفته در کویت اقامت داشت، با امیر کویت ملاقات و پیام شفاهی رئیس جمهور لبنان را به وی ابلاغ نمود. نامبرده همچنین با نخست وزیر و وزیر خارجه نیز ملاقات کرد و در مدت اقامت هم میهمان وزارت خارجه کویت بود.
هنگام ورود نامبرده علاوه بر تعداد زیاد از شیعیان کویتی و لبنانی های شیعه مقیم کویت که از وی استقبال نمودند، نامبرده مورد استقبال رئیس تشریفات وزارت خارجه نیز قرار گرفت.
مسافرت سید موسی صدر به کویت برای جمع آوری کمک های مالی بود که موفق شد در حدود سیصد هزار لیره لبنانی از شیعیان کویتی جمع آوری نمایند. نامبرده تصمیم دارد با این پول، مرکزی برای شیعیان لبنان ساختمان نماید. در مدت اقامت سید موسی صدر، وزیر خارجه یک میهمانی به افتخار وی بر پا داشت که در آن چند نفر از وزرا و پاره ای از نمایندگان مجلس و سفرای ممالک عربی شرکت داشتند.
همچنین از طرف کلنی لبنانی مقیم کویت یک میهمانی به افتخار وی بر پا شد و از جانب حاج محمد قبازرد (کویتی ایرانی الاصل) و حاج یعقوب بهبهانی (کویتی ایرانی الاصل) میهمانی هایی به افتخار وی داده شد. نامبرده در جلسه میهمانی کلنی لبنانی نزدیک به سه ربع ساعت صحبت کرد و طی آن در مرود قضیه فلسطین و وضع بحرانی کشورهای عربی مطالبی بیان داشت. نامبرده ضمنا در یک مصاحبه تلویزیونی و یک مصاحبه با خبرنگاران روزنامه شرکت کرد و در این مصاحبه ها نیز مطالبی راجع به فلسطین بیان داشت.
نظریه: گزارش صحیح است. شهران
اقای اوانی در گزارش روزانه درج شود24/12 *
*یاران امام به روایت اسناد ساواک کتاب هفدهم،امام موسی صدر ،جلد اول،ص126-125
تولد امام موسی صدر است. اتفاقی که همیشه آرام آمده و گذشته است. بدون اینکه کسی بفهمد. فقط از روز ربودنش می گویند. اما ما، یاران جوان امام موسی صدر، می خواستیم تولد اماممان را هم یادآوری کنیم. کاری شبیه کارهای خود امام. بین اینهمه خیابان و سازمان و دفتر و سفارت، جایی نبود که بتوانیم و بگذارند جمع شویم. یادمان افتاد به خیابانی که می گفتند به نام امام است؛ خیابان امام موسی صدر، میدان شوش تهران. تصمیم گرفتیم جای همایش و سخنرانی، برویم تنها جایی که به نام امام صدر است، بین مردم همان خیابان. بسته ای کوچک آماده کردیم؛ بروشور معرفی امام موسی صد، کتاب زهرا: فصلی از کتاب رسالت و یک شاخه گل. قرار گذاشتیم برای عصر ۵شنبه، ۱۳ خرداد که روز ولادت دخت نبی است.
چند نفر جمع شدیم سر خیابان. خیابانی خلوت، با بافتی قدیمی و نه چندان بزرگ که نام امام موسی صدر را برایش نوشته اند. با کمی تاخیر به نسبت ساعت اعلام شده، کارمان را شروع کردیم. دو گروه شدیم در دو طرف خیابان. از مغازه داران شروع کردیم. هر مغازه یا خانه یک بسته و یک شاخه گل. به مردم می گفتیم امشب شب تولد امام صدر است و شما ساکن خیابان امام. اغلب خانه ها زنان در را باز می کردند، هدیه را که می گرفتند، بسیار خوشحال می شدند. برق چشمانشان را می توانستی ببینی. آخر امروز، روز آنان بود و شاید بسیاری از آنان، تابحال در روز خودشان هدیه ای نگرفته بودند. زنی که همان ابتدا در خانه اش رفتیم، آنقدر خوشحال شد که بلند بلند برای اهل خانه تعریف می کرد که هدیه ای گرفته است در روز زن. این بسته کوچک را به کسانی می دادیم که پیدا بود اکثرشان کمتر دیده شده اند. مرد میانسالی که مغازه دار بود گفت: واقعا بین اینهمه خیابان باید اینجا به نام امام صدر باشد؟ یک خیابان کوچک و خراب؟ خجالت آور است. گفتیم: همینجا هم در این روزگار و این سرزمین، عجیب است!
نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت / به غمزه مساله آموز صد مدرس شد
امروز روز یاران امام بود؛ یاران امام موسی صدر. امروز ما میزبان علاقمندان و یاران امام صدر بودیم. اینکه چه شد که به ذهنمان رسید یک روز خودمان مهمان غرفه موسسه امام موسی صدر در نمایشگاه کتاب باشیم، مهم نیست. مهم، اتفاق امروز است. امروز تعدادی از علاقمندان امام برای آشنایی، دیدار و صحبت با ما به غرفه آمدند. با اینکه تنها تعدادی از دوستان آمده بودند، اما جلوی غرفه بشدت ازدحام شده بود، بطوریکه هر کدام فرصت کردیم به چند نفر جواب دهیم. خیلی ها آمدند. چند نفر که نمی توانستند در ساعت اعلام شده بیایند زودتر آمدند تا حضورشان ثبت شود. دفتری برای نوشتن دوستان آماده کرده بودیم، اما فرصت نشد همه عزیزان برایمان بنویسند. دوستان مجازی زیادی را امروز برای اولین بار دیدیم. دوستان قدیمی هم آمدند. تعداد زیادی به یاران صدر اضافه شدند. همه این هیاهو و آمد و رفت در حضور خانم صدر بود. حرف های زیادی رد و بدل شد. پیشنهادهای بسیار خوبی شنیدیم؛ طرح هایی که هرکدام می تواند بسیار موثر باشد. هرکسی را می دیدی با علاقه و عشقی ناتمام به امام خوبی ها، امام موسی صدر آمده بود.
بین مهمانان امروز از آفرین چیت ساز، بازیگر تئاتر و تلویزیون تا علی حق شناس نویسنده کتاب ساختار سیاسی اجتماعی لبنان، تا گوهری نویسنده فیلمنامه امام موسی صدر، تا دانشجو و طلبه و مدرس دانشگاه دیده می شدند. چند نفری روزهای قبل آمده بودند، اما امروز که به نام یاران صدر بود دوباره آمدند.
یاران صدر هم برای میزبانی امروز رزومه فعالیت های گروه و روزشمار اسارت امام صدر را طراحی کرده بودند. فرم عضویت ویژه خودمان را هم توزیع کردیم. علاوه بر آن، امروز شماره تماس مستقیم گروه هم اعلام شد. همه کسانی که آمده بودند علاقمند فعالیت های بیشتر بودند. همه از کندی کارها گله داشتند. معرفی اندیشه امام و تلاش جدی برای روشن شدن شدن سرنوشتش خواست مشترک همه بود. بعضی سراغ جلسات منظم گروه را می گرفتند. قول دادیم مشکل مکان را در اسرع وقت حل کنیم تا بتوانیم در خدمت دوستان باشیم.
همه اینها که گفته شد، حاشیه ای بود بر اصل اتفاق امروز. اگر اسم و هویت افراد امروز را کنار هم بگذاریم بسیار متضاد به نظر می آید. از هر قشر و عقیده و گروهی می شد کسی را دید. با وجود همه این اختلافات، همه این آدم ها یکجا جمع بودند. همه آنان را یک دلیل و یک اسم به آنجا کشانده بود: امام سید موسی صدر.
امروز همه به خاطر او، به نام او دور هم جمع شده بودند. شاید امام صدر تنها وجه مشترک حاضران امروز باشد. امروز همه میزبان بودند.
به نقل از سایت یاران صدر

یاران صدر دوشنبه ۲۰ اردیبهشت ساعت ۱۶ میهمان ویژه غرفه موسسه امام موسی صدر در نمایشگاه کتاب هستند:
شبستان عمومی، راهروی ۲۸ غرفه۶
در انتظار حضور گرمتان هستیم




